تبليغاتX
آسمان خیال - جوانان بهائی در ایران

ممنوعیّت و محرومیّت جوانان بهائی از تحصیلات

 

عالی در ایران.

 

     شاید بسیاری از شما ندانید که جوانان بهائی در ایران از ادامۀ تحصیل در مقاطع عالی محرومند. و حتی دانش آموزان بهائی در مدارس برای تحصیل با مشکلاتی روبرو هستند. در اینجا شاید لازم باشد پیش از بیان هر مطلبی تاریخچه ای از سیر ممنوعیّت و محرومیّت جوانان بهائی از تحصیلات عالی در ایران را برایتان بازگو کنم.

     بعد از پیروزی انقلاب در دانشگاهها حرکتی به وجود آمد(جنبش دانشجویی سال1359) که باعث  شد کلیّه دانشگاهها تعطیل و تحت عنوان انقلاب فرهنگی به تصویه دانشجویان پرداختند از آن جمله دانشجویان با عقاید چپ ( کمونیستی، سوسیالیستی، لیبرالیسم و پیروان اقلیّتهای مذهبی) از دانشگاهها اخراج و مانع از تحصیل آنها، حتی گروهی که در مراحل پایانی تحصیل خود بودند شدند. ادامه تحصیل این افراد منوط به تغییرعقیده و عدم تبلیغ عقاید خود در دانشگاهها گردیدو تنها پیروان اقلیّت بهائی که این شرایط را نپذیرفتند، نتوانستند به دانشگاه راه یابند. از آن تاریخ از پذیرش دانشجویان جدید از طریق قرار دادن ستون مذهب در فرمهای ثبت نام کنکور ممانعت به عمل آمد. تا در سال 1383 با ایجاد تغییر در فرم ثبت نام کنکور دانش آموزان بهائی موفق به ثبت نام در کنکور شدند؛ امّا به علت ثبت دین اسلام در کارتهای ورود به آزمون کنکور دانش آموزان بهائی در جلسه امتحان حاضر نشدند. و بعد از پیگیریها و پیش آمدن این سوال که « چرا در کارتهای ورودی در مقابل گزینه مذهب کلمه اسلام نوشته شده است؟ » جواب مسئولین این بود که منظور از درج کلمه اسلام در کارتها صرفاً برای تعیین نوع آزمون سوالات مذهبی که داوطلب باید به آنها پاسخ بدهد بوده. که در سال بعد مجدداً دانش آموزان برای ثبت نام اقدام کرده و در امتحان کنکور شرکت کردند؛ بعد از طی مراحل انتخاب رشته حدود 800 دانش آموز بهائی موفق به اخذ شرایط ورود به دانشگاه شدند، که در بین آنها رتبه های 1 رقمی و 2 رقمی نیز دیده می شد که متأسفانه از ثبت نام آنها خودداری شد.

     در سال 1385، بعد از قبولی و انتخاب رشته ، از قبول شدگان ثبت نام به عمل آمد که در طی سال تحصیلی بنا به دستور حراست وزارت علوم به دانشگاهها مبنی بر اینکه کلیّه دانشجویان بهائی شناسایی و از ادامه تحصیل آنها جلوگیری شود، عدۀ زیادی از دانشجویان از دانشگاه اخراج شدند.

     بالاخره در سال 1386 بعد از ثبت نام و شرکت در کنکور برای عدۀ کمی کارنامه صادر و مجاز به انتخاب رشته شدند ولی برای اکثریت دانش آموزان به عنوان نقص پرونده کارنامه صادر نشد و به هر مقام و ارگانی که مراجعه شد پاسخ منطقی و صریحی دریافت نکردند. و از همان عده کمی که موفق به انتخاب رشته شدند تعداد قلیلی توانستند در دانشگاه ثبت نام کنند.

     حال این سوال را باید از خود بپرسیم که چرا و به چه جرمی این جوانان باید از حق ادامه تحصیل در مدارج عالی محروم باشند؟ مگر غیر از این است که آنها نیز فرزندان این آب و خاکند؟ آیا می شود انسان بودن و نیاز به رفع خواسته های بشری آنها را منکر شد؟

     همان طور که می دانیم داشتن تحصیلات عالیه مانند سایر حقوق از قبیل حیثیت،جان، مال،مسکن و اشتغال از جمله حقوقی است که بین تمامی افراد بشر محترم است. (اصل بیست و دوم قانون اساسی)

     ما همیشه ادعای ایرانی بودن را شعار خود قرار می دهیم و بر اساس این که ایران یک کشور اسلامی است و پایه و بنیانش بر عدل و انصاف است خود را معرفی می کنیم، پس چرا حداقل به قوانین تصویب شده کشورخودمان اهمیت نمی دهیم و برای هموطنانمان ارزشی قائل نیستیم؟

     بر اساس اصل بیستم قانون اساسی  جمهوری اسلامی ایران :«همۀ افراد ملّت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همۀ حقوق انسانی ، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام بر خوردارند». همچنین در اصل بیست و سوم چنین آمده است که: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد».

پس چرا باید در فرمهای ثبت نام آزمونهای سراسری از مذهب و اعتقادات افراد سوال وبین افراد ملّت تقسیم بندی مذهبی صورت گیرد؟ و عده ای را به خاطر داشتن عقیده مذهبی خاصی از ادامه تحصیل باز دارند؟

     در نهایت جا دارد به این نکته اشاره کنیم که جوانان بهائی ایران، همانند همۀ جوانان ایرانی از نسل کوروش و داریوش  هستند و ما باید برای سربلندی و پیشرفت کشورمان مسیرتحصیل دانش و فنون را برای همۀ افراد جامعه هموار نماییم. همان طور که هزاران هزار بار شنیده ایم آرزو بر جوانان عیب نیست، این جوانان نیز آرزوهایی در سر دارند که صرفاً به خاطره ایمان به عقاید و اعتقادات مذهبیشان از دست یابی به آنها محرومند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط آیدا در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 13:57 |


Powered By
BLOGFA.COM